غانم قدوري الحمد ( مترجم : يعقوب جعفرى )

24

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى )

همديگر ياد مىدهند . « 1 » همچنين وقتى خالد به عين التمر رفت ، كودكانى را ديد كه نوشتن ياد مىگرفتند ؛ « 2 » و به نظر مىرسد كه شهرت مردم حيره و اطراف در كتابت ، در زمان اسلام نيز استمرار داشت . عبد الرحمان بن عوف ، يك مرد نصرانى از اهل حيره را براى كتابت مصحفى استخدام كرد و به او شصت درهم داد . « 3 » گسترش كتابت در شمال جزيره ، به اطراف عراق منحصر نبود ، بلكه اين امر در اطراف شام نيز امتداد يافت . بخارى روايت مىكند كه پادشاه غسان به كعب بن مالك ، نامه‌اى فرستاد و از وى خواست كه به او ملحق شود ، و اين مطلب پس از جريان تخلف او از جنگ تبوك ، و بىمهرى مسلمانان دربارهء او و دو يار وى بود . « 4 » همچنين پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نامه‌اى براى اكيدر بن عبد الملك ، حاكم دومة الجندل ، نوشت « 5 » و نيز فورة بن عمرو جذامى ، عامل قيصر ، در عمان از سرزمين بلقاء كه مسلمان شد ، نيز نامه‌اى به پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم نوشت و پيامبر نامه او را پاسخ داد « 6 » و نيز ، نمايندگان مردم ايله ، تيماء ، جرباء و اذرخ كه آباديهايى در شمال جزيره عربى بودند ، خدمت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلم رسيدند و پيامبر نامه‌هايى براى آنها نوشت « 7 » و نيز پادشاهان حمير نامه‌هايى براى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرستادند و آن نامه‌ها ، هنگام بازگشت از تبوك به آن حضرت رسيد و آنان در آن نامه‌ها مسلمان بودن خود را اعلام كرده بودند و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلم در پاسخ نامه‌هاى آنها نامه‌اى فرستاد . « 8 » همه اين مكاتبات كه بدون شك ، بيشتر آنها به زبان عربى نوشته شده بود ، بر ميزان گسترش كتابت عربى ، همزمان با ظهور اسلام ، دلالت مىكند و اين امر حتى در جنوب جزيره عربى ، جايگاه خط عربى قديم ( مسند ) را در بر مىگرفت . به هر حال ، مجموع آنچه كه گفته شد ، روشن مىسازد كه كتابت عربى ، ميان عرب

--> ( 1 ) تاريخ طبرى ، ج 3 ، ص 376 . ( 2 ) ياقوت حموى ، معجم البلدان ، مادهء ( نقيره ) ، ج 8 ، ص 311 . ( 3 ) ابن ابى داود سجستانى ، كتاب المصاحف ، چاپ اوّل ، قاهره ، 1936 م ، ص 133 . ( 4 ) صحيح بخارى ، به كوشش محمد بن صبيح ، قاهره ، ج 6 ، ص 6 . ( 5 ) . واقدى ، المغازى ، دار المعارف مصر ، 1966 م ، ج 3 ، ص 1028 ؛ طبقات ابن سعد ، ج 1 ، ص 889 . ( 6 ) . ابن سعد ، ج 1 ، ص 262 . ( 7 ) واقدى ، ج 3 ، ص 1031 . ( 8 ) ابن هشام ، سيرة النبوية ، ج 2 ، ص 588 .